كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
86
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
حلهاى مشخص خود را براى حل مشكل « اختلاف طبقاتى » ارائه دادهاند . در آغاز قرن هفتم و در زمانى كه قريش و ساير قبائل عرب در حال ترك سنتهاى چادرنشينى و صحراگردى بودند و براى حل مشكلات اجتماعى جديد خود به دنبال راهحلهاى نو بودند پيامبر اسلام پيام جديدى را به آنها هديه مىكند . پس از آن ، مردم از درون خداى واحد را جستجو مىكردند و به همين دليل به صحبتهاى محمد ( ص ) كه آنان را به سوى « اللّه » يا خداوند يكتا مىخواند گوش كرده و آن را جذّاب مىيافتند . وقتى محمد ( ص ) دعوت خود را شروع نمود ، باور اكثريت اعراب بر اين بود كه خانه كعبه متعلق به « اللّه » ( خداى خدايان ) است ، اگرچه به ظاهر اين معبد ( خانه كعبه ) در اختيار بت هبل قرار داشت . در آغاز قرن هفتم « اللّه » نسبت به قبل جايگاه بزرگترى در زندگى اعراب پيدا كرده بود . بعضى از اديان اوليه به خداى بزرگى اعتقاد داشتند كه او را خداى آسمان مىناميدند . خداى بزرگ كسى بود كه زمين و بهشت را آفريده و سپس در اثر خسته شدن از اداره آنها خود را بازنشسته نموده بود . مردم نيز به تدريج علاقه خود را به اين خداى نامرئى كه جايگاه آن معلوم نبود از دست داده و خدايانى را جايگزين آن نمودند كه قابل دسترسى و ديدن بودند . خدايان بارورى ( ازدياد محصولات كشاورزى ) ، اولين خدايانى بودند كه كشاورزان آن را به رسميت شناختند و در مزارع نصب كردند . اين مسأله در متون دينى يهوديان كاملا هويدا است ، چون آنان در كنار يهوه ( خداى خدايان ) بتهاى بعل ، انات و عشتروت را هنگام اسكان در كنعان ، پرستش مىنمودند . آنان فكر مىكردند احمقانه است اين خدايان ( بتها ) را كه بهتر از هر كس زمين را مىشناسند براى كار زراعت خود كنار بگذارند . اما وقتى مشكلات از حدّ اين بتها فراتر مىرفت باز هم به طرف يهوه رفته و از او درخواست كمك مىكردند . اما در دوران زندگى صحراگردى ، خدايان بارورى كمكم به دست فراموشى سپرده شدند و « اللّه » جايگزين آنها گرديد . قرآن اين حقيقت را روشن مىسازد كه قريش معتقد بود كه « اللّه » بهشتها و زمين را آفريده است : « 1 »
--> ( 1 ) - از ديدگاه انبياء و الهيون ابتدا توحيد بوده و سپس در اثر اختلاف مردم و امتها بشر دچار شرك گرديده است . قرآن نيز همين معنى را بيان مىدارد : فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ ثم اختلفوا . . . ( خداوند پيامبران را بشارت دهنده و انذاركننده مبعوث نمود و پس از آن مردم اختلاف كردند . . . ) . ليكن ديدگاه جامعهشناسانه اين است كه بشر در ابتدا دچار شرك بوده و سپس با پيشرفت فرهنگ و تمدن به توحيد رسيده است . چنانچه در صفحات بعد ملاحظه خواهيد